کاش دلها آنقدر پاک و خالص بودند که دعا ها قبل از پايين آمدن دست ها مستجاب مي شد
اي کاش آسمان حرف کوير را مي فهميد و اشک خود را نثار گونه هاي خشک کوير مي کرد
اي کاش واژه حقيقت آنقدر با لبها صميمي بود که براي بيان کردن آن نيازي به شهامت نبود
و اي کاش مهتاب با کوچه هاي تاريک آشنا بود و اي کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمي سپرد

اي کاش دوستي به قدري حرمت داشت که شکستنش به اين زودي ها رخ نميداد


خدايا: امروز كه دلتنگ و غمگينم ، مرا ياري كن، قطره هاي اشكم را ببين كه چو باران بهار مي خواهند بر كوير دل ببارند.

خدايا ، تشنه ي نوازشم، نوازشم كن !

اين دل ِ شكسته و خسته را ببين كه چگونه بر وصال تو بيقرار و براي سفر هوايي شده است...!
السلام عليك يا ضامن آهو ،


بی نام و نشانیم یا ضامن آهو
بی شوکت و شانیم یا ضامن آهو
از شأن تو گوییم شوکت ز تو جوییم
نام از تو ستانیم یا ضامن آهو
حیران شدگانیم خسران زدگانیم
جویای زمانیم یا ضامن آهو
دوریم ز رویت بگذار به کویت
یک چند بمانیم یا ضامن آهو
داریم هوایت بگذار به پایت
اشکی بفشانیم یاضامن آهو
بگذار به خاکت تن را بفشانیم
جان را برهانیم یا ضامن آهو

آورده به لب جان دل داده به طوفان
موج حد ثانیم یا ضامن آهو
سر بر سر دست است جان دل به تو بسته است
خسته دل و جانیم یا ضامن آهو
سوز دل ما را بنشان بنشینیم
بنشین بنشانم یا ضامن آهو
کاهی سرخاکی خاکی به مغاکی
بی نام و نشانیم یا ضامن آهو+
زرگترین چیزها دیده نمی شوند٫ چون در چشم محدود نمی شوند٫ به دست نمی آیند زیرا دست قادر به نگهداری آن نیست٫ ملک شخصی نیستند زیرا هیچ شخصی توان چنین مالکیتی را ندارد.

بزرگترین ها آزاد هستند و ریشه در نامحدود دارند٫لکن مروارید نایاب٫ شایسته ی غواص اقیانوس پیماست.